برای پاسخ به سوالات کودک در مورد خدا، چه جوابی دارید؟

با صبوری به سوالات فرزندتان پاسخ دهید

خدای او را هر چه دوست داشتنی و مهربان و زیبا بسازید. کاری کنید خدا را دوست داشته باشد و از اینکه همه جا با اوست، احساس ایمنی و آرامش کند. می‌توانید در اوقاتی که مثلا هوا تاریک است یا صداهای عجیبی از بیرون می‌شنود، به او آرامش خاطر بدهید و بگویید خدا هست و حواسش به ماست. یک جوری ذهنش را به این سمت هل بدهید که خدا، قرار نیست باعث دردسر ما شود. بلکه می‌خواهد بلاها را از ما دور کند. اینطوری خدا را حافظ و نگهبان خودش می‌بیند.

خدا کیست؟ خدا کجاست؟ خدا بلد است حرف بزند؟ خدا چقدر بزرگ است؟ خدا توی مشت من هم هست؟ خدا چند تا چیز توی دنیا آفریده؟ اینها سوالاتی است که بچه‌ ها با کنجکاوی فوق‌ العاده زیادی که دارند، از حوالی سن ۳ سالگی به بعد می‌ پرسند و هر چه جلوتر بروند، سوالات‌شان ابعاد جدیدتر و مهمتری به خود می‌گیرد. چرا که قدرت تحلیل‌شان بالا می‌رود و دیگر هر حرفی را راحت نمی‌توانند بپذیرند. شناخت خدا برای کودک امر مهمی‌ است. برای آموزش خداشناسی به کودکان روش‌ های متعددی وجود دارد که می‌ توان از آنها در راه معرفی صحیح خداوند و صفات او به کودکان بهره گرفت. در این قسمت می‌خواهیم به یکی از این راه‌ها بپردازیم. یک راه مطمئن و جذاب برای خردسالان و کودکان؛ راه «داستان»

یکی بود، یکی نبودهای مهم

کودکان الفتی شیرین و باور نکردنی با داستان دارند. برخی از مشکلات بزرگ رفتاری کودکان را می‌توان با طرح داستان تغییر داد یا آمادگی ذهنی تغییر را در آنها به وجود آورد. همچنین می‌توان از داستان برای انتقال بهتر مفاهیم بهره گرفت؛ شیوه‌ای که عملاً در قرآن توصیه شده است. داستان، باعث به وجود آمدنِ فضای همذات‌پنداری می‌شود و کودکان می‌توانند خود را به جای شخصیت‌های مثبت و منفی داستان بگذارند. هیجان سرنوشت قهرمان داستان‌ها، آنها را تا آخر می‌کشاند و دوست دارند بدانند بالاخره قرار است کی پیروز بشود؟ یا حق با کیست؟ حالا اگر برای بیان صفات خداوند و قدرت و حکمت و بزرگی و مهربانی خداوند از داستان استفاده کنیم، این روش، مخصوصا در سنین کم، تصویر خدای دوست داشتنی و قشنگی برای فرزندان می‌سازد که کم‌کم باورهای دینی خودشان را طبق این تصور شکل می‌دهند. پس خیلی مهم است که تصور خوبی ایجاد بشود.